حسين قرچانلو

315

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

جاى ديگر مىنويسد : بعدها كه قبايل عرب و بربر در مغرب اسكان يافتند ، بلاد بجايه و قسنطينه سرزمين قبايل زواوه و كتامه و عجيسه و هواره شد . امروز ( زمان ابن خلدون ) فقط كوههاى صعب العبور آن ناحيه جايگاه عربهاست . در اواسط قرن ششم هجرى ، عبد المؤمن ، رئيس موحدين ، بر بجايه و قسنطينه غلبه يافت و عربها را در سطيف منهزم ساخت . « 1 » ادريسى مقارن با فرمانروايى موحدين بر شمال افريقا در وصف قسنطينه مىنويسد : شهرى آباد است و بازارهايى دارد و بازرگانان آن صاحب ثروت و اموال فراوانند و بازرگانى گسترده‌اى با عربها دارند . اعراب در دروى محصولات و ذخيره‌سازى آن ، با مردم شهر شركت دارند و گندمها را در انبارهاى آنجا ذخيره مىكنند . گندم در اين انبارها حدود صد سال بدون فساد باقى مىماند . عسل و روغن فراوان اين شهر به ساير شهرها صادر مىشود . شهر قسنطينه بر دامنهء كوهى منفرد و مربع شكل قرار دارد و بعضى قسمتهايش دايره‌وار شهر را دربرگرفته و از هيچ طرف امكان رسيدن به شهر نيست ، مگر از دروازهء شهر كه در سمت غربى آن است . قسنطينه چندان وسيع نيست . آرامگاههاى مردم شهر در كنار بنايى است كه روميان نخستين در آنجا ساخته‌اند . كاخى نيز در آن است كه بخش كمى از آن باقى مانده و بقيه‌اش ويران است . در قسنطينه تفريحگاهى مربوط به دورهء روميها وجود دارد كه اكنون ويران است و شباهت به تفريحگاه شهر ثرما ، از شهرهاى صقلّيه ، دارد . شهر قسنطينه را يك وادى ، مانند گردن‌بند ، فرا گرفته است و شهر از همهء جهات مانند دايره‌اى بسته است و شهر از داخل ، ديوار بلندى ندارد ؛ فقط ديوارى دارد كوتاه به اندازهء قامت يك انسان . شهر دو دروازه دارد : دروازهء ميله در سمت مغرب شهر كه راه رفت‌وآمد مردم است و دروازهء پل ( باب القنطره ) در سمت مشرق شهر . اين پل از شگفت‌ترين بناها ، با بلندى صد ذراع رشّاشى ، و از نوع بناهاى رومى است ؛ يعنى به شكل ستونهايى است كه بالاى ستونهاى ديگر است ( يك رديف ستون در پايين و رديف ديگرى از همان ستونها در بالاى آن قرار گرفته است ) . تعداد اين ستونها در گشادگى وادى ( كه پل روى آن است ) پنج عدد است

--> ( 1 ) . همان ؛ ج 5 ، ص 99 و 167 .